آخرین نظرات

در پاسخ به: من و عالم شهود!!!

نظر از: تســـنیم [عضو] 

5 stars

سلام ممنونم

طینت ناپاک!!!! :))))))) عجباااااا

خواب بعد از دفاع ؟ بگو خواب بعد از تأیید استاااااااد!!!!!
جون به لب شدم تا تأیید شد !
دفاع رو که حله (الکی مثلاً من خیلی ریلکسم !!!)

1397/10/30 @ 11:47

در پاسخ به: من و عالم شهود!!!

نظر از: حدیث عشق [عضو] 

5 stars

سلام. خیلی باحال بود.
میگن 10 تا سوره کوثر بخون مهمونا پامیشن می رن. البته ما که به دلیل طینت ناپاک جواب نگرفتیم(: هم 10 تا رو خوندیم هم مهمون داریمونو کردیم
خواب شب بعد دفاع چه حاااااااااااااالی میده

1397/10/30 @ 11:37

در پاسخ به: من و عالم شهود!!!

نظر از: تســـنیم [عضو] 

5 stars

سلام
سلامت باشی
متشکرم بابت حضور سبزت .

1397/10/30 @ 11:22

در پاسخ به: من و عالم شهود!!!

نظر از: تســـنیم [عضو] 

5 stars

سلام مفرد مؤنث عزیزم
هممون دلمون پره انگار :)))))
ممنونم بخاطر حضور سبزت .

1397/10/30 @ 07:04

در پاسخ به: من و عالم شهود!!!

نظر از: مفرد مونث غایب [عضو] 

5 stars

سلام تسنیم جانم
ای امان از شب امتحان ای امان

1397/10/29 @ 23:37

در پاسخ به: من و عالم شهود!!!

نظر از: تســـنیم [عضو] 

5 stars

خوشحالم که دوست داشتی!
واااای شما لطف دارید به من …اون قدراااا هم فاخر نبود(خجالت )
با خوندن تصوراتت هم کلی خندیدم …

1397/10/29 @ 12:51

در پاسخ به: من و عالم شهود!!!

نظر از: تســـنیم [عضو] 

5 stars

سلام گذر جانم :))
آره دقیق و کامل گفتی ! چقدر دلهامون به هم نزدیکه !
باور کن چند وقتی بود اینو تو دفترم نوشته بودم ، نمی دونستم بیارمش اینجا یا نه … اتفاقی اون شب بعد از شنیدن ی خبر خوب، تصمیم گرفتم بیارمش اینجا …:)))
راستی خودمم این تیکه اش بهم چسبید! اصلأ هر چی که این جناب وجدان جان میگه به آدم می چسبه ، به شرطی که گوش بدیم البته ! :))))

1397/10/29 @ 12:46

در پاسخ به: من و عالم شهود!!!

نظر از: همراه همیشگی 

واقعالذت بردم.
نثر شاهان قجری را برام تداعی کرد.چه زیبا !
این شیوه در تاریخ فکاهی نویسی ایران از اهمیت شایانی برخورداره.
آفرین!
این قدر زیبا نوشتین که قشنگ آن روز و دو روز بعد مهمانداری تون انگار جلو چشمام اومد.
آفرین.

1397/10/29 @ 10:12

در پاسخ به: من و عالم شهود!!!

نظر از: گذر ... [عضو] 

5 stars

سلااااام تسنیم جان :))
اتفاقن یه پست می خواستم بزنم در مورد مهمان اونم مهمانی که خودش خودشو دعوت می کنه بعد اُرد هم میده‬‎ و بعد یک هفته قبلش میگه من دارم میام .واااای تصورش رو بکن خخخ
شکنجه که شاخ و دم نداره …
دقیقن واسه هممون همین شرایطی که گفته حاکمه :))
نه درست میشیم نه اصلاح می کنیم فقط با خودمون یه عهد دیگ می بندیم که درست شیم و باز کار خودمون رو می کنیم :)
این تیکه را دوست :)
برایتان. جانم برایتان بگوید که بعد از این که امتحان ِمان …چیـــــــــز می‌شد، وجدانمان به جوش و خروش آمده و مرتب به ما نهیب می‌زد که ای فلان فلان شده درسَت را به موقع بخوان که این بلایای ناگهانی بر سرت نازل نشود!
ـــــــ
عااااالی بود:))

1397/10/29 @ 09:53

در پاسخ به: نامه ای به عشق!

نظر از: تســـنیم [عضو] 

5 stars

سلام عزیزم
ناراحتم نکردی خوبه آدم گاهی یادش بیاد این چیزا رو … یعنی همیشه یادش باشه این چیزارو…
شعری هم که فرستادی عالی بود … راست میگه اگه خدا ی لحظه ما رو به حال خودمون واگذار کنه بدا به حالمون…
نگاه خدا همیشه همراهت… ممنونم ازت خیلی ممنونم دوست جانم.

1397/10/29 @ 08:10

در پاسخ به: نامه ای به عشق!

نظر از: حدیث عشق [عضو] 

5 stars

سلام . نمی خواستم ناراحتت کنم. ببخشید
در مورد شعر خیلی زیباست. بذار باشه. یعنی بنده راضی باید مصداق این شعر باشه.
اولا که دیدم این شعر رو تو وبلاگت فرستادم برای کسی. میدونی در جوابم این شعر رو نوشت.
حالت های خودم در مقابل خدا)):
بارالها…از کوی توی بیرون نشود کاش خیالم ، می کند فرق به حالم ، گر برانی یا نخوانی یا که از اوج به خاکم بکشانی … من همانم که برنجم گر تو مرا نرم برانی … من همانم که ز فیض نگهت چشم نپوشم کاش گدا را بنوازی هر نگاهی … در اگر باز نگردد می روم باز به جایی ، پشت دیوار نَشینم بروم بهر گناهی … کس به غیر از تو نخواهم کاش بخواهی ، باز کن در که جز این خانه مرا نیست نجاتی

1397/10/28 @ 20:02

در پاسخ به: نامه ای به عشق!

نظر از: تســـنیم [عضو] 

5 stars

سلام عزیزم
چقدر نظرت حال منم عوض کرد… داغم تازه شد …
منتظرم هنوز صدام کنه .
در مورد شعر هم که گفتی ، چند بار میخواستم عوضش کنم اما هر بار ی امید تازه تو دلم زنده میشه و منصرف میشم .
الهی که حاجت روا بشی ، دعاگویت هستم . خدا را برای هر لحظه زندگیت آرزو می کنم.

1397/10/28 @ 19:50

در پاسخ به: نامه ای به عشق!

نظر از: حدیث عشق [عضو] 

5 stars

سلام تازه نامه ای به عشقتو خوندم. کاش یه بار دست روی سر منم کشیده می شد.
با خودم میگم انا فی قلوب المنکسره بعد آروم تر می گم یعنی تاحالا دلم نشکسته که با تمام وجود خدا رو حس کنم. بعد خیلی آروم تر می گم حتما نه
دیگه صدام در نمیاد تو گلوم نجوا می کنم اخه دلم خیلی سوخته. فرق داره با شکستن؟ اشکم میاد روی گونه هام .
یاد شعر وبلاگت افتادم.
نباید توقعی داشت. به جهنمش هم راضی ام. فقط یه غصه داره. توی جهنم بودن یعنی خدا ازم راضی نیست. این داغونم می کنه.
الهی شکر

1397/10/28 @ 16:23

در پاسخ به: من و عالم شهود!!!

نظر از: تســـنیم [عضو] 

5 stars

سلام پشتیبان جانم .
ممنونم از لطف شما :))

1397/10/28 @ 12:17

در پاسخ به: من و عالم شهود!!!

نظر از: تســـنیم [عضو] 

5 stars

سلام عزیزم .
خدا عمر با عزت بهت بده .
ممنونم :))
نه باهام قهر نیست فقط تو این ی مورد اذیتم کرد خخخخ
اتفاقاً لذت می برم از داشتنش !!!

1397/10/28 @ 12:16

در پاسخ به: من و عالم شهود!!!

نظر از: تســـنیم [عضو] 

5 stars

سلام چشم در اسرع وقت.
ممنونم بابت حضور گرمت.

1397/10/28 @ 12:15

در پاسخ به: من و عالم شهود!!!

نظر از: پشتیبانی کوثر بلاگ [عضو] 

5 stars

با سلام و احترام
مطلب شما در قسمت مطالب منتخب درج گردید.
موفق باشید

1397/10/28 @ 11:27