نگــــاه خـــــدا...
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   



بارالها...از کوی تو بیرون نشود پای خیالم ، نکند فرق به حالم ، چه برانی چه بخوانی چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی ... نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی .... نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی ... در اگر باز نگردد نروم باز به جایی ، پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی ... کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی ، باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی...



تدبُّر در قرآن

آیه قرآن



شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  




آمار وبلاگ





کاربران آنلاین

  • متین
  • شمس
  • زكي زاده
  • بانوی مدافع حجاب
  • مدرسه حضرت فاطمه (س) سقز
  • انانه


  •   میلاد مبارک   ...

     

     

     

    ای ششم پیشوای اهل ولا

    خلق را رهبری به دین هدی

    پای تا سر خدا نمایی تو 

    هم ز سر تا به پای صدق و صفا

    ولادت امام جعفرصادق علیه السلام و نبی اکرم ، حضرت محمد صلی الله علیه و آله 

    بر تمام مسلمانان جهان مبارک !

    موضوعات: مناسبت ها  لینک ثابت



    [سه شنبه 1396-09-14] [ 11:50:00 ب.ظ ]





      شهادت تسلیت !   ...

     

    امام حسن عسکری علیه السلام

     

    سامرا از غم تو جامه دران است هنوز

    چشم “نرگس” به جمالت نگران است هنوز

    دل شهزاده ی روم، آینه ی دلبریت

    تاک ها مست تو و این لقب عسکریت

     

    قاسم صرافان

    موضوعات: مناسبت ها, شعر  لینک ثابت



    [دوشنبه 1396-09-06] [ 07:46:00 ق.ظ ]





      پختگی !!!   ...

     

        بی تاب بود و بی قرار … سراسیمه از پله ها بالا و پایین می رفت ؛ انگار ذهنش درگیر چیزی بود. گاهی کنار پیش خوان می آمد و از مسئول آن چیزی می پرسید . شاید ده بار پله ها را بالا و پایین رفت و در نهایت وسط سالن نشست و با صدای بلند شروع به گریه کردن و بد و بیراه گفتن کرد ؛ به نظر سی و چند ساله می رسید .جلو رفتم و با مهربانی کنارش نشستم ، دستش را گرفتم و به چشمانش نگاه کردم … از حرکت من متعجب شد و انگار گوشی برای شنیدن حرف هایش پیدا کرده باشد، شروع به درد دل کرد و پرده از آلام درونش برداشت : زندگی خوبی داشتم همسرم عسلویه کار می کرد دو بچه قد و نیم قد دارم …ثروتمند نبودیم اما دستمان به دهانمان می رسید . تا این که چند ماه پیش که همسرم از کار به خانه بازگشت بعد از ساعتی استراحت متوجه شد که دیگر نمی تواند روی پاهایش بایستد …

    در این بین حرف های زیادی رد و بدل شد و فهمیدم سی سال بیشتر سن ندارد و همسرش دچاری بیماری ” گیلن باره” شده (چیزی شبیه ام اس پیشرفته) و حالا هم بدنبال کارهای بیمه و تأمین دارو برای همسرش بود … بماند که چقدر تلاش کردم تا بتوانم او را آرام کنم … برای من که با کوچکترین مشکلی در زندگیم، خودم را می باختم، مرهم گذاشتن بر روی دردهای زن هیچ اثری نداشت …

    ادامه »

    موضوعات: نکته های ناب, درد دل, خاطرات  لینک ثابت



    [شنبه 1396-09-04] [ 12:51:00 ب.ظ ]





      یکی بود...   ...

    یکی بود ، هنوزم هست !

    نوشته پشت شیشه یک ماشین بود که توجه من را به خودش جلب کرد …

    خیلی بهش فکر کردم که این جمله چه معنی می تواند داشته باشد .

    تو قصه ها همیشه می گفتند : یکی بود ، یکی نبود ! 

    به ذهنم رسید شاید راننده منظورش از «یکی» ، معشوقه اش بوده یا نه ، شاید دوستی، همدمی ،مونس جانی !

    ذهنم زیاد درگیرش نماند !

    سریع به خودم گفتم چه کسی می تواند باشد و هیچ وقت نباشد که نباشد ! ( جمله ام عرفانی شد!!!) ؟

    یکی هست که من نبودم او بود !

    یکی هست که منم نباشم بازم هست !

    یکی هست که با بود و نبود من هست ! 

     

    فقط می دونم یکی هست که همیشه مواظب اوضاع هست !

    یکی که مونده تا با این درک و فهمم ، خوبِ خوب درکش کنم ….

     

    پ.ن: خداجون دوستت دارم !

    موضوعات: نکته های ناب  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1396-09-01] [ 11:07:00 ق.ظ ]





      تقدیر زیبا   ...

     

    بعضی وقتها بعضی اتفاقات باعث می شود که آدم فکر کند دنیا به آخر رسیده ! اما پشت پرده نکته هایی هست که از آن ها بی خبر است …و شاید خدا در این ناگواری ، تقدیری زیبا برایش رقم زده است .

    حالا اگر زمان بگذرد و با نشانه ای بفهمد که آن اتفاق آن قدر ها هم بد نبوده و حتی به نفع او بوده است ، شیرینی آن اتفاق را با تمام وجود حس می کند !

    این روزها با تمام وجود شیرینی برخی از این اتفاقات را حس کرده ام … روزهایی که زهرش را  با بی تابی و بی صبری به گلوی مبارک چشاندم و حالا می بینم آنقدرها که فکر می کردم تلخ نبود !

     

     

    حالاست که با تمام وجودم معنای آیه ۲۱۶ سوره بقره را درک می کنم …

     

     

    پ.ن: خدایا متشکرم بابت این همه لطف و مهربانیت به منِ حقیر …

    پ.ن: خدایا ببخش گناهانی را که باعث می شود چشمم به روی لطف و کرمت بسته شود !

     

     

     

     

    موضوعات: نکته های ناب, درد دل  لینک ثابت



     [ 10:29:00 ق.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    بارالها...از کوی تو بیرون نشود پای خیالم ، نکند فرق به حالم ، چه برانی چه بخوانی چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی ... نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی .... نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی ... در اگر باز نگردد نروم باز به جایی ، پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی ... کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی ، باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی...
     
     
    چرا امام حسین (ع) تنها ماند؟