نگــــاه خـــــدا...
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   



بارالها...از کوی تو بیرون نشود پای خیالم ، نکند فرق به حالم ، چه برانی چه بخوانی چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی ... نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی .... نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی ... در اگر باز نگردد نروم باز به جایی ، پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی ... کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی ، باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی...



تدبُّر در قرآن

آیه قرآن



شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            




آمار وبلاگ





کاربران آنلاین

  • شمس
  • زكي زاده
  • وجیهه السادات بدری
  • مدرسه حضرت فاطمه (س) سقز
  • لاله سرخ
  • یار مهـــدی
  • vaporl
  • محمد بهرامی


  •   ماه بنی هاشم   ...

    حضرت عباس علیه السلام، وبلاگ نگاه خدا

     

    در زیارات و کلماتی که از ائمه علیهم السلام راجع به

    ابوالفضل العباس علیه السلام رسیده است 

    روی دو جمله تأکید شده است؛

    یکی بصیرت ، یکی وفا .

    امام خامنه ای (مد ظله العالی)

    موضوعات: نکته های ناب, مناسبت ها, یاران امام حسین علیه السلام  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-06-29] [ 12:34:00 ق.ظ ]





      ولایت علی ابن ابیطالب ، ولایت الله   ...

     

    ولایت علی ابن ابیطالب. http://tollooesobh.kowsarblog.ir/

     

     

    موضوعات: نکته های ناب, مناسبت ها  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-06-08] [ 08:34:00 ق.ظ ]





      غدیر خم واقعه ای جاوید   ...

    خلاصه ای از متن خطبه غدیر خم

    در ابتدای خطبه، پیامبر حمد و ثنای الهی را به جای آورده و دقایقی نسبتاً طولانی، صفات حق تعالی را با بیانی بلیغ برای حاضران بیان فرمود.
    امر الهی برای ابلاغ امری مهم و نزول آیه تبلیغ.
    درخواست پیامبر از خداوند برای معاف‌داشتن او از این تبلیغ به سبب ترس از فتنه منافقان و نزول چند باره جبرئیل برای این تبلیغ و وعده الهی برای مصون داشتن پیامبرش از فتنۀ مردم.
    اعلان اینکه این آخرین حضور پیامبر در چنین جمعی است و امامت امت تا قیامت بر عهده علی علیه‌السلام و فرزندان اوست.
    حرام محمد صلی الله علیه و آله تا قیامت حرام است و حلالش تا قیامت حلال.
    بیان مراتب علم و فضیلت علی علیه السلام
    انکار ولایت علی علیه السلام گناهی نابخشودنی است.
    شک کننده در گفتار پیامبر یا شک کننده در هریک از امامان، همانند کفار جاهلیت خواهد بود.
    بیان جملۀ تاریخی مَن کُنتَ مَولاهُ فهذا علی مَولاهُ.
    بیان مجدد حدیث ثقلین و جایگاه قرآن و اهل بیت در کنار هم.
    تأکید بر وصایت و خلافت و جانشینی علی علیه‌السلام.
    دعا در حق دوستان امام و نفرین بر دشمنانش: اَللهمَّ والِ مَن والاهُ و عادِ مَن عاداهُ.
    نزول جبرئیل و اعلام اکمال دین.
    تأکید بر جایگاه امامت و بیم‌دادن مردم از حسدبردن به امام.
    اشاره به کارشکنی‌های منافقان.
    بیان ختم امامت در مهدی قائم از فرزندان علی(علیه السلام).
    برحذر داشتن مردم از تبعیت از امامان دروغین پس از پیامبر.
    امر به حاضران در رساندن پیام غدیر به دیگران.
    سفارش مردم به دوستی با اهل بیت و دشمنی با دشمنانشان.
    حدود بیست جمله در وصف امام مهدی و حکومتش.
    بالاترین معروف، فهم کلام پیامبر در غدیر و رساندن آن به دیگران است.
    بیان فضایلی دیگر از امام علی علیه السلام و امر به بیعت رسمی افراد با ایشان به عنوان امام و جانشین پیامبر.

     

    ولایت، تنها و تنها ولایت امیر المؤمنین، علی علیه السلام

     

    پ.ن: غدیر خم واقعه ای است ، تمام ناشدنی . نسل به نسل به آیندگان خواهد رسید ، به یاری خدای بزرگ و به کوری چشم دشمنان. من این روز را به همه شیعیان و به همه ی مردم جهان تبریک می گویم و امیدوارم با توسل و چنگ انداختن به ریسمان هدایت اهل بیت سلام الله علیهم در این راه ثابت قدم بمانیم و به کمال انسانیت برسیم. 

    موضوعات: نکته های ناب, مناسبت ها  لینک ثابت



     [ 08:30:00 ق.ظ ]





      عاقل باش !   ...

     

    این که دانشگاه رفته باشی و مدرک تحصیلی بالایی داشته باشی یا حتی دکترا گرفته باشی ، اما ندونی با بزرگترت و یا حتی با بچه ها چطوری حرف بزنی و قلبت این قدر کوچک باشه که تحمل هیچ چیز کوچکی را نداشته باشی که هنر نکردی جانم ! 

    به مداد نگاه کن ! ی استوانه باریک و بلند! اگر میان این استوانه چیزی که باید باشه ، نباشه تا بتونی باهاش بنویسی این مداد به هیچ دردی نمی خوره ، نه که به درد نخوره اما اون کارایی را که باید ، نداره . 

     

    پس بیا و واسه تقویت دلت کاری بکن ! 

     

     

    پ.ن۱: نمی دونم چرا تو حین نوشتن جمله هام یاد حرف مادربزرگ افتادم که همیشه می گفت : خدا به هر کس اندازه ی قلبش بده . حالا این دعا می تونست خوب باشه ، می تونست بد باشه . خوب واسه آدمایی که خلایق از دستش در امان بودند و بد واسه اونایی که آسایش را از دیگران می گرفتند حالا به هر طریقی …

     

    پ.ن۲:امروز چند بار به خودم گفتم : باید عقلمُ بدم دست تو دیووونه بشم … اما یاد این آیه که افتادم پشیمون شدم :

    لَو کُنّا نَسمَعُ أو نَعقِلُ ما کُنّا فی أصحابِ السَّعیر ِ…اگر می شنیدیم و از عقل خود بهره می بردیم در این جا نبودیم .

    موضوعات: نکته های ناب, تسنیم نوشت  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-04-21] [ 09:55:00 ق.ظ ]





      من و دل و هوای تو   ...

     

     

     

     

    روزها از پی هم می گذرند و من همچنان در خیال خام خود منتظرم!

    منتظر لحظه ای ناب !

    لحظه ای برای اِنابه ، لحظه ای برای بازگشت…!

    و همین که دلخوش می شوم به نگاهت ….

    آه !!! 

    خدایا چه می شود مرا ؟!

    راهی که روشن ، دری که باز و من که آماده پرواز ! 

    و دوباره

    .

    .

    .

    بال پروازم می شِکَنَد ! 

    معبودم !

    منِ ضعیف تحمل این بال گشودن ها و شکستن های پی در پی را ندارد …

    دستش بگیر که جز تو دستگیری ندارد !

     

     

     

    كُلَّما قُلْتُ قَدْ صَلَُحَتْ سَريرَتي وَقَرُبَ مِنْ مَجالِسِ التَّوّابينَ مَجْلِسي عَرَضَتْ لي بَلِيةٌ اَزالَتْ قَدَمي 

     مرا چه شده است كه هرگاه با خود گفتم باطن و درونم نيكو شده و نزديك شده از مجالس توبه‌كنندگان مجلس من،

    گرفتاري و پيش آمدي برايم رخ داده كه پايم لغزش پيدا كرده .

     

     

     

    موضوعات: نکته های ناب, دلنوشته ی تسنیم, دعا  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-03-13] [ 11:16:00 ق.ظ ]





      نروم جز به همان ره که توأم راهنمایی!   ...

    تازه از مدرسه به خونه اومده بود .خیلی غمگین و‌ گرفته به نظر میومد . با دیدن قیافه اش فهمیدم بازم ی کاری کرده … مظلومانه نگام کرد و سرشو زیر انداخت . پیش خودم گفتم بازم ی دسته گل به آب دادی و میخوای لاپوشونیش کنی ؟! اینجور وقت ها سعی می کنم سکوت کنم تا خودش اعتراف کنه .

    بر خلاف همیشه زیاد پیشم نموند ، رفت تو اتاق . برگشت ، دوباره رفت . چند بار رفت و اومد .گفتم: نازنینم چته ؟ گفت: مادر ؟؟؟؟؟؟

    +: جانم !

    - : میشه اگه ی چیزی را واست تعریف کردم ، عصبانی نشی و دعوام نکنی ؟

    + : حالا بگو . 

    - : نه اول باید قول بدی که عصبانی نشی و دعوام نکنی .

    دلم نرم شد ،گفتم باشه سعی خودمو می کنم عصبانی نشم اما خب اگه کارت بد باشه … نذاشت به حرفم ادامه بدم و دستمو گرفت و خودشو تو بغلم جا داد . شروع کرد به گریه ،قول بده دعوام نکنی ؟ به هر ترفندی بود راضیش کردم حرفشو بزنه … قبل این که بگه ، شروع کرد به شیرین زبونی : من که می دونم تو بهترین مادر دنیایی!  ، من که می دونم تو مهربون ترینی ! ، من که می دونم دنیا رو بگردم ،بهتر از تو پیدا نمی کنم ! ،من که …. گفتم بسه شیرین زبونی حرفتو بزن … شروع کرد به تعریف ؛  اول بگم که واقعاً عصبانی شدم حرفاشو که شنیدم ولی خیلی خودمو کنترل کردم متوجه نشه . واقعاً کارش خوب نبود ، ولی نه اونقدر که بخشودنی نباشه … حرفاش که تموم شد ، فقط گفتم خودت قبول داری کارت خیلی بد بوده ؟ درسته ؟ با شرمندگی گفت : بله می دونم ولی قول میدم تکرار نکنم .می دونستم دیر یا زود یادش میره چه قولی داده ، یادش میره چجوری گریه و التماس می کرد که دعواش نکنم . آخرش خودش ضرر می کرد اما باز هم فراموش می کرد .

     

    صفحات: 1 · 2

    موضوعات: نکته های ناب, دلنوشته ی تسنیم, نیایش, دعا  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-03-01] [ 01:10:00 ب.ظ ]





      بخشش   ...

    یا کریم الصّفح !

     

    هر بار که نگاش می کرد ، ته دلش خالی می شد و ی حس خجالت زدگی تو وجودش ،عمیق می نشست . باورش سخت بود اما خب اتفاقی بود که نباید می افتاد و افتاده بود . بهش گفته بود که اونو می بخشه و همه کارش را ندید می گیره به فلان شرط… قبول کرده بود ولی هر بار با نگاهش ، حس می کرد هنوز کار بدش را بخاطر داره و جلوی چشمش رژه میره …

    آدم ها بیشتر وقت ها از گناهان و اشتباهات همدیگه می گذرند اما ته دلشون هنوز ی چیزایی هست که باعث میشه اون اشتباهات را بخاطر بیارن و گاهی تو نگاه و رفتارشون خودش را نشون میده و چقدر این رفتار برای شخص مورد نظر عذاب آوره . همیشه سعی می کنه تو موقعیتی قرار نگیره که یادآوری ایام گذشته بشه و یا حتی حرفی نزنه که خاطرات طرف مقابل را زنده کنه و اون یادش بیاد واسه چه اشتباهی اونو بخشیده …

    اما خدای مهربان ما قضیه اش با آدما فرق می کنه . بنده خدا اشتباه می کنه ،اشتباهی که از دید دیگران قابل بخشش نیست اما خدا می بخشه و حتی اون گناه و اشتباه را از دفترچه اعمال بنده پاک می کنه، و حتی به روی بنده اش نمیاره . یادمه ی استاد داشتیم که می گفت : خدا کاری می کنه که حتی اون دو تا فرشته همراه انسان هم از یاد ببرن که چنین گناهی را شاهد بودند .

    به اینگونه بخشش «صفح» می گویند. خدا به همه ما توفیق توبه بده و ما را هم شامل اینگونه بخشش خودش بکنه .

    موضوعات: نکته های ناب, دلنوشته ی تسنیم  لینک ثابت



    [سه شنبه 1396-12-22] [ 08:03:00 ق.ظ ]





      تقدیر   ...

    هو الحی الذی لا یموت !

     

     

    چهل، پنجاه ساله به نظر می رسید .ی خانم به نظر دنیا دیده و زحمت کشیده! اومده بود تا تسلی خاطر بازماندگان تازه گذشته باشه . با همسر فرد فوت شده مرتب حرف می زد و دلداریش میداد . راستش از این فاصله ای که داشتم درست متوجه نمی شدم چی میگه . همسر اون فرد هم مرتب سرش را تکون میداد و گاهی هم دو تا دستش را بالا می برد و ی آمینی می گفت .

    غرق تو مکالمه این دو تا بودم و این که حالا این خانم جوون بعد از مرگ ناگهانی همسرش با دوتا بچه که یکیشون دبستانی و یکیشون سال اول دانشگاهش بود ، چکار می کنه . ناخواسته نگاهم روی خانم چهل پنجاه ساله زوم بود که دیدم به من نگاهی کرد و گفت :« سرنوشت آدما را خدا می نویسه ، بنده خدا که کاره ای نیست و دخالتی نداره، پس چرا هی بگیم چرا اینجور شد، چرا اونجور شد ، نه؟» یهو به خودم اومدم و گفتم صد البته ، بله بله …

    با این که خیلی ساده و خودمونی این حرف را زد ،اما من را به فکر فرو برد … تا چند لحظه پیشش داشتم به همین چیزا فکر می کردم . دیدم بیراه نمیگه ، آدما اگه بدونند هر چی خدا واسشون مقدر می کنه خِیره ، دیگه تو مصیبتها جزع فزع نمی کنند و راضی به رضای خدا هستند .( البته همسر شخص متوفی در عین حالی که خیلی ناراحت بود و اشک می ریخت ، اما صداش بالا نرفت و انگار مصداق حرف من میشد …)

     

     

    امیدوارم خدا هرکسی را که دچار مصیبت و سختی ای می کنه ،خودش هم بهش صبر بده .صبر در مصیبت ، صبر در برابر گناهان ، صبر در برابر نعمات و حتی صبر برای انجام عبادات .

    موضوعات: نکته های ناب, دلنوشته ی تسنیم  لینک ثابت



    [دوشنبه 1396-12-21] [ 09:21:00 ق.ظ ]





      نگی که نگفتی !   ...

     هو الرزّاق!

     

    سلام همسایه !

    خدا قوت !

    بنده همسایه شما، مسجد هستم .

    حال و احوال شما چطوره ؟ اوضاع بر وفق مراد هست؟ امیدوارم که روزگار به کامتون و دلتون شاد باشه و اگر هم فکر می کنید اینجور نیست دعا می کنم اوضاع زندگیتون رو به راه بشه و قطار زندگیتون رو ریل موفقیت و خوشبختی سوت زنان به پیش بِره …

    غرض از مزاحمت این که می خواستم تا دیر نشده مطلبی را خدمتتون عرض کنم تا بعداً جای گِله و گِله گذاری نباشه !

    بعداً که میگم منظورم یوم الحسرته !

    ی چیزایی هست که فکر می کنم واستون هم جالب باشه و هم مفید !

    اول این که تو اسلام تا چهل تا خونه اون طرف تر هم همسایه محسوب میشه، بخاطر همین اول کار خودمو همسایه معرفی کردم .

    دوم این که صاحب من اشتیاق وافری به بنده هاش داره ! از کجا می دونم ؟ ازآن جایی که در حدیث قدسی فرموده : « اگر آنان که از درگاه من روی برتافتند می دانستند که چقدر مشتاق آنان هستم ، هر آینه از شوق جان می سپردند.»

    بخاطر همین موضوع، به قدری اهمیت حاضر شدن در نماز جماعت را بالا برده که پیامبر صلی‌الله علیه و آله در این رابطه فرموده: « هنگامی که اذان نماز را شنیدی ، هر چه سریعتر به مسجد بیا ؛ اگر چه سینه خیز باشد. » 

    پس اگه ی وقت کسب و کار و مشغله های زندگی و خانواده و گرفتاری های روز مره بین من و شما را فاصله انداخته ، باید بگم که رزق و روزی دست صاحب منه و کلید آسمونا و زمین هم دست او (آیه ۱۲ سوره شوری). پس بهتره حرص زیاد نزنید و برای بدست آوردن دلش سری به خونه اش بزنید .

    خوبه بدونید که هر قدمی که به سمت خونه اش بر می دارید ، ده تا حسنه واستون می نویسه و ده تا از گناهاتون رو می بخشه و ده درجه هم مقامتون رو تو بهشت بالا می بره. تازه وقتی در کنار دیگر برادران و خواهران خودتون قرار می گیرید (در صف های نماز جماعت) دلهاتون متعادل میشن و مهربونی بین شما و اونا زیاد میشه .

    وقتی تو نماز جماعت شرکت می کنید ثواب یک رکعت نمازتون را آنقدر زیاد می کنه که حسابش از دست فرشته هاش خارج میشه .آرامشی به قلب و جونتون میده که از هر دارو و درمونی بی نیاز میشید !

    نتیجه این که دوستی و رفت و اومد با من خیلی خوب و باصرفه است ! هم به درد امروزتون(دنیا) می خوره و هم به درد فرداتون (آخرت) . ناگفته نمونه که خیلی از منافع دوستی با من تو همون روز که گفتم مشخص میشه ! کدوم روز ؟ یوم الحسرت! 

    همه اینا رو خدمتتون عرض کردم که بعداً که همدیگه رو زیارت کردیم و خدای ناکرده شاکی شدم ، نگی که نگفتی ! 

    منتظرتونم ، برای دیدار خدمتتون زنگ می زنم ، صدای زنگ منو هم که می شناسید …

    الله اکبر ، الله اکبر ، الله اکبر ،الله اکبر ، أشهد أن لا إله إلّا الله …

     

     

    پ.ن۱ : لَهُ مَقٰالیدُ السَّمٰوٰاتِ وَ الأَرضِ یَبسُطُ الرِّزقَ لِمَن یَشٰآءُ وَ یَقدِرُ إِنَّهُ بِکُلِّ شَیءٍ عَلیٖمٌ. آیه ۱۲ سوره شوریٰ.

    پ.ن۲: این که مطلبم را با هو الرزّاق شروع کردم ، به نظرم رسید توفیق شرکت در نماز جماعت هم ی رزق محسوب میشه که گاهی نصیب هر کسی نمیشه .

     

    موضوعات: نکته های ناب, درد دل, دلنوشته ی تسنیم, اشیاء نوشت  لینک ثابت



    [شنبه 1396-11-07] [ 10:13:00 ب.ظ ]





      حسّ دلنشین   ...

    هو المحبوب 

     

    گاهی اوقات اصلأ نمی دونی چه حالی داری ،

    میری تو خودت و رو موج نگرونی هات تاب می خوری .

    گاهی غرق در خاطره هات میشی و بعضی وقت ها با یکی از اونا درگیر ؛

    احساست قابل وصف نیست؛ نه غمش نه شادی ش

    ی جورایی می دونی کسی نمی تونه حالت را عوض کنه 

    نه خنده کسی، نه گریه اش ،نه صداش 

    قاطی شلوغی های ی پارک ،ی خیابون ، ی کوچه و

    حتی شلوغی کتاب های کتابخونه ات میشی تا شاید دری وا بشه و اونی که باید بشه ، بشه 

    ولی نمیشه …

    گاهی خودتو درگیر تماشای ی عکسی ،چیزی از گذشته های خیلی دور می کنی 

    یا حتی یهو تصمیم می گیری ی دستی به سر و روی اتاقت بکشی ، 

    اما …

    توی این دنیا چه واقعی چه مجازی چیزی نیست حالت را خوب کنه 

    گاهی حتی صدای مادرت هم مرهم دردت نیست …

    بعضی وقت ها این حالو که پیدا می کنی اگه شانس بیاری و هنوز دلت بیدار باشه 

    ی نجوا از درونت به گوش می رسه ؛

    تازه میشی 

    یادت میفته خیلی روزها بوده که هواتو داشته و دل به دلت داده تا حرفتو بزنی 

    هنوز لب به سخن وا نکردی که اشکت جاری میشه 

    شاید دو قطره است،  ولی معجزه است …

    می فهمی وقتش رسیده ، وضو می گیری و چادر نماز گل گلی آبی رنگت را سر می کنی 

    و روبروش زانو می زنی، صداش می زنی از اعماق وجودت ؛

    پر واضحه که صدات کرده بود و تو این بار صداشو شنیدی …

     

    وَ إذا سَأَلَکَ عِبادی عَنّی فَإِنّی قَریبٌ أُجیبُ دَعوَةَ الدَّاعٍ…(بقره،۱۸۶)

     

    انگار حالت خیلی خوب شده خیلی …

     

     

    پ.ن۱ : کاش از این حال و هواها همیشه سراغم بیاد !

    پ.ن۲: الهی داغ دل را نه زبان تواند تقریر کند و نه قلم یارد به تقریر رساند ؛

    الحمدلله که دلدار به ناگفته و نانوشته آگاه است .

     

    موضوعات: نکته های ناب, درد دل, احساسی, دلنوشته ی تسنیم  لینک ثابت



    [جمعه 1396-11-06] [ 12:00:00 ق.ظ ]





    1 3 4

      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    بارالها...از کوی تو بیرون نشود پای خیالم ، نکند فرق به حالم ، چه برانی چه بخوانی چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی ... نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی .... نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی ... در اگر باز نگردد نروم باز به جایی ، پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی ... کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی ، باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی...
     
     
    چرا امام حسین (ع) تنها ماند؟